محمد قنبرى
52
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مىگويد : « در كافى تمام آنچه متعلم در فنون علم دين ، به آن نياز دارد و قصد عمل به اخبار درست و سنن صحيح دارد ، جمع شده است » . شيخ حرّ عاملى اين سخن كلينى را بيانى صريح در شهادت به صحت احاديث كافى - البته به اصطلاح قدما - مىداند . « 1 » علّامه مجلسى مىگويد : اخباريون از عبارت « آثار صحيح » در بيان كلينى ، استدلال بر جواز عمل به تمام روايات كافى و صحت آنها مىكنند . به نظر من نفس وجود روايت در امثال اين اصول معتبر ، عمل به آنها را نتيجه مىدهد . اما بايد به اسناد نيز مراجعه كرد تا امكان ترجيح برخى اخبار بر بعضى ديگر به هنگام تعارض وجود داشته باشد . و اعتبار تمام روايات اصول معتبر با قول به قوى بودن بعضى نسبت به بعضى ديگر منافاتى ندارد . 2 . شيخ صدوق در ابتداى كتاب من لا يحضر مىفرمايد : در اين كتاب اخبارى را مىآورم كه به صحت آن حكم مىكنم و به عنوان حجت بين خود و خدا مىدانم و به آن فتوا مىدهم . تمام روايات از كتب مشهور قابل اعتماد مانند كتاب حريز بن عبداللَّه سجستانى و كتاب عبيداللَّه بن على حلبى و نوادر احمد بن محمد بن عيسى مىباشد . طرق من به اينها نيز چيزى جز سلسله مشايخ اجازه حديث نمىباشد . تعداد اين اصول 393 اصل و شمارهء احاديث كتاب صدوق ، 5463 حديث است كه 2050 حديث ، مرسل مىباشند . البته بنابر نقل محقق بحرانى جمعى از اصحاب مانند علّامه ( حلى ) در مختلف و شهيد در شرح ارشاد ، احاديث مرسل او را صحيح مىدانند كه كمتر از روايات مرسل ابن ابى عمير نيست . همچنين سيد داماد در كتاب رواشح مىگويد : « صدوق شيوخ اجازهاى دارد كه هر وقت از يكى از آنها در سند نام مىبرد رضى الله عنه مىآورد » . و بايد گفت كه تمام اينان راويان بزرگى هستند كه حديث منقول ، از آن حيث كه به اينان ختم مىشود ، حديثى است صحيح . چه نصّى بر توثيق آنها آمده يا نيامده باشد .
--> ( 1 ) . صحيح به اصطلاح قدما به معنى قطعيت صدور از معصوم با قرائن قطعى يا تواتر يا شهرت صحت اصول و منابع اصلى است .